تبليغاتX
مستند ساز -
سه شنبه 10 بهمن1385

                                             

                                              مستند ساز ذوق زده

                                                      

                                                         يا

                   چگونه در برابريك سوژه مكش مرگ ما خودمان را كنترل كنيم               

 

 

معمولا فيلم ساختن مثل عروسي گرفتن مي ماند يعني قبلش يك سري مقدمات

داره كه بهش ميگن :پيش توليد

اين پيش توليد خيلي مهمه يعني اگه جدي گرفته نشه وسرسري رد ش كني

بره تا كه زودتر به وصال مرحله توليد برسي وبه اميد اين وصال فرخنده

اسم جشنواره هاوتعداد سفرهايي كه باهاش مي روي و رديف كني واينكه

 فيلمت رامتاثر از فيلم هاي يوريس ايونس بسازي يا آنیس واردا ...

مثل دختر وپسر هاي عاشقي كه همه كارهای عروسیشون روي زمينه

نشستند  توي يك محيط عاشقانه واز  بچه هاي آينده اشان حرف مي زنند

 و در حاليكه تا بنا گوش سرخ شده اند به اين نتيجه مي رسند كه چشم و

ابرويش به من مي رود ولب ودهانش به شما وقد ش به آقاجونم مي ره و

سرو زبونش به مامانت اينا ...

بهتر است از دستيارت يا مدير توليد ت ويا همان كسي كه در خيال بافي هايت

 شريكه  بپرسي اين سوژه چقدر به درد ساخته شدن مي خوره ؟

 

 مثل وقتی كه خانواده عروس  از خودشو ن مي پرسند كه اين آقا به درد

دامادي مامي خوره يا نه؟ وهمين سوال را خانواده دامادراجع به دختر

مي پرسند والبته براي رسيدن به جواب از خجالت هم در مي آيند وتقريبا

از همه مردم شهر مي پرسندبعضي از اين آدمها را اداره آمار بايد استخدام

كنه خيلي خوب آمار در مي آ ورند....

 داشتم مي گفتم اين خيلي مهمه كه  سوژه ات قبلا ساخته نشده باشه

 البته من هم قبول دارم هر كس فيلم خودش را مي سازه وبارها يك سوژه

فيلم شده ولي اينجا دوتا نكته  هست : بعضي از سوژه ها ارزش دوبار ساخته

 شدن را ندارند وهمان يكي براي كل تاريخ سينماي مستند كفایت  می کنه ...

ونكته دوم  بهتره جلوي آينه از خودت بپرسي من قراره چه چيزي بهتر وبيشتر

 از قبلي ها توي فيلمم بياورم ؟...

جواب سوالت را وقتي مي گيري كه تحقيق ميداني ات را شروع كني توي

امر خير وصلت دوتا جوون بهش مي گويند :تحقيق محلي..

فكرش را بكن توي يك عروسي بعد از كلي خرج و وسط آمدن پاي آبرو و

حيثيت آبا واجدادي وقتي همه كف مي زنند وپدر عروس بعد از كلي خواهش

 والتماس ديگران داره وسط مجلس قر كمر مي ريزه يكهو در باز بشه ويك

 بچه پفك بدست بياد تو وبرود

 كت داماد سرخ وسفيد را بگيرد وبگه :بابا...بابا

و يا زبانم لال وسط گل لگد كردن باباي داماد يك جوون بياد داخل بره سمت

 عروس به زانو بيافته و بگه: خائن ...

البته در مقام مقایسه اولی بهتره ...دومی بوی خون می دهد...

 

 توي مرحله تحقيق تكليف خيلي چيز ها روشن مي شود مثلا من اصلا

مي خوا هم يا مي توانم اين فيلم را بسازم يا نه ؟! این سوژه قابلیت فیلم

 شدن دارد یا یهتر است کتابش را بنویسم...

 

اين خيلي بده كه گروه را بدوبدو برداري با خودت ببري وسط كوير بعد ببيني

 اين سوژه مكش مرگ ما به تو راه نمي ده اصلا با تو غريبي مي كنه  جلوی

 چشم همکارات تحویلت نمی گیره  نگوتا حالا نشناخته بوديش ...فكر نمي كني

 يك خورده دير فهميدي كه عشقت دوستت نداره ؟

حالا كه همه را علاف خودت وعجله ات كردي ومرحله رویت روی ماه سوژه

 را چسباندي به مرحله سخت وپر مسئوليت فيلم برداري ؟! پس تحقيق وشناخت

موضوع كجا رفت؟

بگو اعتراف كن چكارش كردي ؟ حوصله نداشتي يا پول نداشتی؟ ديدي جشنواره

آمستردام فراخوان داده يا فجر داره فيلم مي گيره گفتي بي خيال ...شايد هم

 تهيه كننده ات بهت مي گفت به جاي علاف گشتن بيا فيلمت را بساز در حاليكه

داشتي باعشق روي سوژه ات كار مي كردي تا بهتر بشناسي اش ...

حالا مي داني چه به سرت مي آيد ؟ دستمزدها ،كرايه وسايل ،خرج صحنه

 وموادخام واز همه مهمتر آبرو اعتبارت كه بدجور رفته زير سوال ... همه اينها  

اساسي حالت را مي گيره وفيلمي كه مي توانست بشه عزيز جانت شده بلاي

آبروت البته بعدها كه چند تا فيلم ساختي اسمش را توي كارنامه پربارت نمي آري...

اينكه تحقيق را از كجا شروع كنيم چه زماني كفايت آن را اعلام كنيم واينكه  مرحله

 باحال انتخاب عوامل كجاي پيش توليد قرار داره (چرا با حال ؟! چون دیدار ها تازه

 می شود) واینکه پيش توليد چند مرحله دارد و در انواع مستند ها چه ويژگي هايي

پيدا مي كند بماند براي پستهاي بعدي ....

انتخاب درست وحساب شده عوامل مثل استخدام آشپز وطراح سفره عقد و...

خيلي مهمه مثلا فكر كن بعد از كلي تحقيق واستخاره وصرف هزينه... شب

 عروسي در حاليكه دو تا كفتر عاشق ما دارند از يك بشقاب غذا مي خورند بقيه

كوبيده مي خورند آن دوتا سلطاني يكهو چندتا جيغ شنيده می شود و چند نفر

غش می كنند كه چي شده ؟هيچي !! توي بشقاب غذاي عمه عروس دم موش

 پيدا شده است...

 

فکرش را بکن بعد از کلی برو وبیا  ببینی تصاویری که گرفتید فلو هستند یا صداها

اوت گرفته شده است ...حتا اگر وسط فیلم بر داری پی ببری که یکی داره گند

می زنه به سر وشکل فیلمت باز هم تعویض عوامل وقت وانرژی زیادی می گیرد...

 

 بعضي وقت ها يك سوژه هايي هستند كه مي آيند دلبري مي كنند واگر نجنبي

گذاشته رفته ...وتو فرصتي براي تحقيق ووقت گذراني بااو را نداري مثلا تو

تصميم داري يك فيلم راجع به جنبش دانشجويي بسازي خبر مي رسه جلوي

دانشگاه تهران شلوغ شده تو هم مثل چريكها دوربين به دست مي ري كه فيلم

 بگيري اين جور وقتها بعد از فيلم برداري يا با دست پر بر مي گردي به خانه ات

 در ميدان راه آهن يا  با دست خالی بدون دوربینت مي روي يك جاي خوش آب

وهوا مثل منطقه اوين كه احتمال دومي درحد قطعا است.

این مستند سازی چریکی فرقی نمی کنه کجا باشی کلا تلفاتش خیلی بالاست...

 

.اين را بگم وبروم بخوابم شنيده ام كه هرقدر پيش توليد حرفه اي تر وجدي تر و

به اندازه باشه نه زياد نه كم توليد راحت تر وبهتري خواهي داشت...توي وقت و

هزينه هم صرفه جويي مي شود اساسي ...

 

حالا اگر گذرت به آمستردام افتاد سلام من را به ونگوگ برسان بهش بگو ای کاش

 

من هم یه تئو داشتم ...

 

                                                                                                                     ادامه دارد... 

------------------------------------------------------------------

جشنواره آمستردام  (  IDFA  )   معتبرترین جشنواره سینمای مستند است که

هرسال آبان ماه برگذار می شود به این جشنواره کن سینمای مستند هم می گویند...

 

 

 امسال توي بازار فيلم جشنواره فجر فيلم "پنهان در نور وسايه "توسط يك شركت

براي پخش خارجي انتخاب شده براي همين گرفتار كپي کشی و ادیت زیر نویس هستم...

 

 اگر به ساعت پست هایم نگاه کنید معلوم می شود روزها ی شلوغی دارم...

 

 اگر عمری باشه تا پست بعدی  خداحافظ... 

 

نوشته لیلا خوانساری در 5:10 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب